رمان داستان دو برادر است بنام های چارلی و ایلای، که در قرن نوزدهم زندگی می کنند و از شهری بنام آرگون به کالیفرنیا سفر می کنند . شغل شان به علتی که در داستان خواهید خواند آدم کشی ست و برای مردی بنام ناخدا کار می کنند .                                                            این سفر در واقع ماموریت کشتن فرد نیمه دانشمندی بنام هرمن کرمیت وارم است که ناخدا بر عهده آنها گذاشته . آنها بعد از ملاقات وارم و خواندن دست نوشته هایش و دیدن موریس همکارشان که با وارم کار می کند برنامه شان تغییر می کند . این سفر شامل اتفاقات زیادی برای این دو برادر بوده که ذکر آنها شاید لطف خواندن آن را کم کند اما در نقد کتاب به برخی از آنها اشاره خواهم کرد . در آخر داستان دوبرادر که سفر دور و درازی را پشت سرگذاشته اند در حالیکه همه چیزشان را ازدست داده اند و چارلی یک دستش قطع شده به شهرشان نزد مادرشان باز می گردند و آغوش مادر را به همه جای دنیا ترجیح می دهند .

نقد اثر :

گونه اثر واقع گرای مدرن بوده و اسطوره سفر و خودشناسی بکار رفته در آن بحث اصلی ست . راوی داستان اول شخص ( ایلای ) می باشد .  قهرمانان داستان مراحل سه گانه سفر : 1 - عزیمت 2 - آزمون 3 - بازگشت موفقیت آمیز ، را پشت سر می گذارند . سفری نه فقط بیرونی و پر ماجرا بلکه درونی و پر از آموزه ها  . 

غالب داستان وسترن است، وسترنی سیاه، تفکر برانگیز و در عین حال کمیک . وسترن ها حالت اسطوره ائیند و خیر و شر حاکم بر آنها اما در متن این اثر رد پائی از خیر وجود ندارند و بنوعی همه شرند . حتی ایلای که جاهائی مانع از آدم کشی ها می شود اما در کل با چارلی همکاری می کند و اورا نمی توان خیر مطلق نامید . و رسیدنش به نقطه پایان هم در اصل رسیدنی ست منفی . اما ایلای در طول سفر با وجود اتفاقات ( خاصه برخورد با وارم، نگهبان، پیرزن جادوگرو دختر بچه ) به خود شناسی و ادراک جدیدی از زندگی می رسد .      

رسیدن به مطلوب، همکاری مطلوب، موانع و هم یار در سفر از مشخصه های اسطوره سفر است که در این اثر وجود دارد . اثر می خواهد بگوید که مطلوبی وجود ندارد و شر حاکم همه چیز است . 

رمان سه بخش و شصت موقعیت دارد و دو میان پرده .

شخصیت ها تقابل دیدگاهی و رفتاری دارند . چارلی خشن، بدقیافه، عمل گرا و بی رحم که اشخاصی مثل ناخدا به او ایمان دارند . ایلای کسی که کسی به او ایمان ندارد، درونگرا و خیال پرداز است، عاطفه و احساس دارد، برای پول ارزشی قائل نیست، سرگشته است و ارزشی برای ارزش ها قائل نیست .

بن مایه مدرن اثر می خواهد بگوید که : جهان مدرن و جهان جدید، دارا و ندار و برنده و بازنده در آن دچار تشویش است و اظطراب، این برقراری روابط عاطفی بین آدم ها را دشوار می کند .

یکی از شخصیت های قابل توجه اثر، وارم است .

ضرب آهنگ اثر تند است چون روایت داستان بر توصیف کامل می چربد . رمان حادثه محور است و جذاب و راحت خوان . وجه معنائی اثر غیر از اسطوره سفر و شناخت، نگاه بدبینانه کل داستان است که کل شخصیت ها را تباه نشان می دهد . صحنه آرائی اثر عالیست و حال و هوای آن خوب است، تقابل قدرت و ثروت، انسان و طبیعت در آن وجود دارد . ارزش مطالعات فرهنگی را دارد . گفتگو ها خوب است و اثر زیاده گوئی ندارد .

حضور مرگ در اثر مشهود و قابل لمس است .

لباس مترسک در این اثر لباس پدر قهرمانان داستان است که این سوال ها را بوجود می آورد : پدر نماد اقتدار است ؟ پدر مترسک است ؟ اگر قدرت ها و دیکتاتورها را پدر ببینیم به این نتیجه می رسیم که برای ترساندن مردم بوجود آمده اند ؟

میان پرده ها : 1 - دختر بچه ائی که سگی ناقص را می کشد وقتی چارلی دستش قطع شد را هم می خواهد بکشد و این معنی را می رساند که نقص را در هر حالتی نمی پذیرد . دختری که به ایلای می گوید تو نظر کرده ائی اما جواب نمی دهد که چرا . دختر بچه حقیقی نیست و نوعی نماد است از خیر، نوعی سروش غیبی است که چیزی را می خواهد با ایلای بگوید . 2 - باز در جائی ایلای از دختر بچه از چرایی نظر کرده بودنش می پرسد که جوابی نمی گیرد . علت این سوال این است که در طول داستان هیچ اتفاقی برای ایلای نمی افتد و به نوعی ایلای روئین تن است .

یکی از بحث های تقریبا مکرر تاکید شده در اثر بحث مسواک زدن است که به نوعی می توان آن را نمادی از زدادندگی و پاک کنندگی دانست . که حتی چارلی پیشنهاد ایلای در مورد مسواک زدن را نمی پذیرد .

در اسطوره سفر بازگشت به نقطه شروع و جود دارد که بارگشت به مام که همان مکان یا مادر واقعی می تواند باشد که در پایان این اثر با این موضوع روبرو می شویم .

درباره نویسنده : نویسنده جوان کانادایی پاتریک دوویت . کتاب دومین رمان نویسنده است که در سال 2011 چاپ شدوجوایز ادبی اصلی کانادا را دریافت کرد و نامزد دریافت جایزه من بوکر شد .

( با سپاس از استاد محمد رضا گودرزی ) سید امیدنقیبی ...